سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
240
تاريخ ايران ( فارسى )
ختا بدست آورد . او مدتى بعد به انگلستان برگشت . در سال 1561 ميلادى جنكينسن دوباره براى مسافرت جديدى خود را حاضر نمود . او در اين سفر دستور داشت كه با كشور ايران از راه روسيه رابطهء بازرگانى برقرار سازد كه آن بواسطهء اينكه دولت اخير الذكر درست در همان موقع خود به تنهائى كنترل ناحيهء ولگا را بدست آورده بود يك نقشهء پرجرئت و جسارتى بود . بايد دانست كه در اين زمان مسئله ارتباط با ايران از راه هرمز خارج از موضوع بود ، چه تجارت و سوداگرى مديترانه شرقى در آنوقت در انحصار بازرگانان ژنو و ونيز قرار داشته و اين در نيم قرن ديگر بود كه پرچم انگلستان در خليج فارس نمايان مىشود و بنابرين چون اوان ( Ivan ) از تمام حقوق گمركى صرفنظر نموده بود اين بختآزمائى و اقدام آميخته بخطر در نظر انگليسيهاى شيردل آن زمان ارزش داشت كه در مقابل آن بمقاومت پردازند . جنكينسن كه تزار بعضى مطالب مهم و محرمانهاى بوى سپرده بود كه آن را در ورود به آن ممالك صورت دهد با سفير ايران مسكو را ترك گفته و از راه ولگا بدون هيچ حادثهاى بحاجى طرخان رسيدند ، ليكن در درياى خزر مواجه با يك طوفان سهمناك و مهلكى شدند و اين در قصيدهء هوراس « 1 » نام بد آن را شهرت جاويد داده است . اين شخص انگليسى در نزديكىهاى شمال باكو پياده شده و بعد بسوى شماخى پيش رفت و خوشبختانه توانست دوستى عبد الله خان امير شيروان را جلب نمايد . او توصيفى كه از امير مزبور كرده بشرح زير است : داراى قامتى متوسط و قيافه و سيمائى مهيب و خونخوار مىباشد ، بلباسهاى بلند و گرانبها از ابريشم و پارچههاى زرباف كه با مرواريد و ساير جواهرات قيمتى مليلهدوزى شده بودند ملبس و عمامهاى كه بر سر داشت به شكل مخروط و تيز و بارتفاع نيم يا رد « 2 » كه انتهاى باريك آن به طرف بالا بود و در طرف چپ آن يك دسته پر قيمتى كه در لولهء طلا و جواهرنشان كار گذارده بودند نصب شده بود » جنكينسن بعدا عبد الله خان را وداع كرده به اردبيل و بعد به غور رفته و از آنجا نيز
--> ( 1 ) - شاعر شهير رومى طوفان سهمناك و تلاطم درياى خزر را در كتاب يازدهم ، چكامهء نهم متعرض شد ، و آن را بىاندازه موحش و خطرناك جلوه داده است . مترجم ( 2 ) - يا رد معادل است با 14 گره . مترجم